خرید بک لینک
چشمان تو میخ

قلبم، درخت

سالها گذشته

اما هر روز

پرنده ها که رویم می نشینند

احساسم را

فریاد می کشند

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:47

من مرده بودم

سال ها پیش از این

خدا تو را آفرید تا من نفس بکشم

و جاری شدی در من

در رگم، در پوستم

و آنگاه که عمیق می نگرم، می فهمم که

ماهیت من از آب و گل نیست

از توست

تاريخ : دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ | 9:39 | نویسنده : رضا |

.: :.

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:47

تمام آفتابگردان ها

به تو نگاه می کنند

همین که چشم می گشایی

و قد خم می کنند

وقتی چشم از آن ها بر میداری

و من در نگاه آن ها

چشمان تو را می بویم

چه معمای آسانیست !!!!

مجذور چشم های تو

در آیینه ی آفتابگردان

برچسب: آفتابگردان, نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:47

برای من در این شهر

که همه ی در و دیوارش را

مردمانی ساخته اند

که هوایش بوی پول و نفرت

زمینش بد عهدی و بی انصافی

خانه هایش زرق و برق دروغین می دهد

تنها تو مانده ای

وگرنه

این، من

سال ها پیش

بی " تو "

مرده بود

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:47

هر روز ای دوردست ترین من اینجا هر روز به اهتزاز شاخه های کاج دست تکان می دهم که تصویر دست تکان دادن تو را تداعی می کند راستی این را بدان اینجا پشت همین پنجره هر روز یک نفر دست های تو را می بیند و بوی تو را از لا به لای خاطره های ذهنش عمیق تر نفس می کشد #رضا_خاتمی تاريخ : چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ | 9:50 | نویسنده : رضا | .: :. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:47

شب، چشمانت را مي بوسد
عميق !!!
تا صبح
تا پنجره
تا هوا
تا خروس خوان گم شده در شهرها
تا بوي خاك باران خورده ي بامداد
تا طعم شيرين يك مشت آب تازه نفس در نيمروز
تا بوي خوش خدا ميان نماز
تا غروب
تا شب
من
چه جاودانه لب هايم را
به شب سپرده ام !!!

#رضا_خاتمي

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:47

چشم جادویی دوستان نازنینم درود این غزل ناب حافظ تقدیم شما : مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم که جان را نسخهای باشد ز لوح خال هندویت تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت من و باد صبا مسکین دو سرگردان بیحاصل من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی نیاید هیچ در چشمش به جز خاک سر کویت تاريخ : شنبه چهارم آذر ۱۳۹۶ | 11:53 | نویسنده : رضا | .: :. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 15:47

تمام آفتابگردان ها

به تو نگاه می کنند

همین که چشم می گشایی

و قد خم می کنند

وقتی چشم از آن ها بر میداری

و من در نگاه آن ها

چشمان تو را می بویم

چه معمای آسانیست !!!!

مجذور چشم های تو

در آیینه ی آفتابگردان

برچسب: آفتابگردان, نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 18:44

ای دیده کمی صبر، کمی خون جگر خور

بوی رخ دلدار عجب روی نموده است

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 18:44

برای من در این شهر

که همه ی در و دیوارش را

مردمانی ساخته اند

که هوایش بوی پول و نفرت

زمینش بد عهدی و بی انصافی

خانه هایش زرق و برق دروغین می دهد

تنها تو مانده ای

وگرنه

این، من

سال ها پیش

بی " تو "

مرده بود

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 18:44

" من " با ياد " تو "
آبستن مي شوم !!!!!
فرزندمان پا به ماه است
و نام اوست
" عشق "

برچسب: فرزندمان, نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 18:44

ای دوردست تریت

من اینجا هر روز

به اهتزاز شاخه های کاج

دست تکان می دهم

که تصویر دست تکان دادن تو را تداعی می کند

راستی این را بدان

اینجا

پشت همین پنجره

هر روز یک نفر دست های تو را می بیند

و بوی تو را از لا به لای خاطره های ذهنش

عمیق تر نفس می کشد

#رضا_خاتمی

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 18:44

من مرده بودم

سال ها پیش از این

خدا تو را آفرید تا من نفس بکشم

و جاری شدی در من

در رگم، در پوستم

و آنگاه که عمیق می نگرم، می فهمم که

ماهیت من از آب و گل نیست

از توست

برچسب: ماهیت, نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 0:41

خدا تو را آفرید

تا من

عشق را

لمس کنم

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 12:11

درود

خیلی وقته نیستم

اما دلم همیشه با شماست

ممنون که همیشه هستین

برچسب: نویسنده: مانی رستمیان تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 12:11

صفحه بندی